رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

پایان 2 ماهگی و واکسن 2 ماهگی رادوین

1391/5/11 15:41
نویسنده : رومینا
288 بازدید
اشتراک گذاری

خوشگلم امروز ساعت 9 با مامان جون رفتیم بهداشت برای واکسنت نمی دونی که چه حالی داشتم اصلا طاقت گریه هاتو نداشتم قد ت 60 سانت و زنت هم 6/100 بود قربونت بشم که خوب وزن گرفتی . بعد نوبت واکسنت شد من که رفتم تو حیاط درمانگاه نشستم به بابایی زنگ زدم فقط گریه میکردم تا صدای جیغ ات رو شنیدم دیگه داشتم  میمردم مامان جون هم تو اتاق پاهای شما رو نگه داشته بود  بعد شما رو اورد که شیر بدم تا سر حال بیایی   فدای اون مظلومیت بشم که همینجوری اشکت میومد ولی زود ساکت شدی بعد من و مامان جون 2 تایی گریه میکردیم  تو بهداشت همه بهمون خندیدن هنوز ختنه نشدی ایشاالله ماه دیگه . نمی دونم برای اون روز من دیگه چه حالی دارم خدایا  واقعا حس مادرانه رو هر چه میرم جلوتر بیشتر حس میکنم. بعد دیگه ناهار مامی جون  با خاله نگین اومدن خونمون منم حوصله ناهار گذاشتن نداشتم  به بابایی گفتم  ناهار  بگیره ولی همه  جا بخاطر ماه رمضون بسته بودن مجبور شدیم زامبون بخوریم بعد ساعت 7 رفتیم خونه الهه جون پیش نی نی  نازش حالا الان استامینوفن دادم یک کمی ساکت شدی عسل مامان خیلی دوستت دارم ببخشید فقط بخاطر سلامتی خودت هست که واکسن زدی 

 

2 ماهگیت مبارک عزیزم.

 

 

 

نی نی دوستم رویا جون اسمش اریان  هست

فدات بشم جای واکسنت هست تو دوتا رون پاهات زدن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)